السيد موسى الشبيري الزنجاني
2042
كتاب النكاح ( فارسى )
كسى به اين آيه بر كلام معتزله استدلال كند و بگويد ، آيه مىفرمايد ، مردم سه دستهاند : 1 - مرتكبين كبائر ( مانند زانى ) 2 - مشركين 3 - مؤمنين ، پس مرتكبين كبائر هم از مؤمنين خارج هستند و هم از كفار . بررسى استدلال توسط استاد ( مد ظله ) اولًا : عدهاى از مفسرين و فقهاء گفتهاند ؛ تعبير نكاح در آيهء شريفه به معناى عقد نكاح نيست بلكه به معناى وطى و وقاع است . بر اين اساس ممكن است « مؤمنين » در ذيل آيه در مقابل كفار به معناى غير كفار به كار رفته باشد . بنابراين ، آيه شريفه مىفرمايد : زانى و زانيه با اشخاص هم سنخ خود مجامعت مىكنند . ولى اين مجامعت بر مؤمنين ( خواه زانى باشند يا عفيف ) حرام است . پس مؤمنين يعنى كسانى كه كافر نيستند و شامل زنات نيز مىشود و ديگر زانى قسم ثالثى نيست . ثانياً : مدعاى معتزله اين است كه مرتكب كبيره مانند زانى از ايمان و كفر خارج است ، در حالى كه اگر از اشكالات ديگر صرف نظر كنيم ، حد اكثر آيهء شريفه دلالت مىكند كه زانى حالت برزخى بين ايمان و شرك دارد و طبق تحقيق كفر و شرك متساوى نيستند ، بلكه شرك اخص از كفر است « 1 » و اهل كتاب كفارى هستند كه مشرك نيستند و دلالت قرآن بر مشرك بودن آنها تمام نيست ، پس اگر زانى از مشرك خارج باشد ، لازمهاش اين نيست كه از مطلق كافر خارج باشد ، بنابراين آيهء شريفه فقط بخشى از مدعاى معتزله را اثبات مىكند چون معتزله مىگويند ؛ مرتكب كبيره هم از ايمان خارج است و هم از كفر و اين آيه با قطع نظر از اشكالات ديگر ، فقط خروج زانى از ايمان و همچنين از شرك را اثبات مىكند نه از مطلق كفّار .
--> ( 1 ) در سورهء بقره آيهء 105 مىخوانيم « ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ » كه مشرك در مقابل اهل كتاب قرار داده شده است . در سورهء بينه آيهء اول آمده است « لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ » و در آيه 6 همين سوره مىخوانيم « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ فِي نارِ جَهَنَّمَ » كه در اين دو آيه اخير كفار را 2 قسم كرده 1 - اهل كتاب 2 - مشركين . پس كفار اعم از مشرك است .